مسئله واقعی بیزنس شما انتخاب کوچ یا مشاور نیست مسئله نداشتن «Decider» است در اغلب جلسات مدیریتی، یک سؤال تکراری وجود دارد؛ سؤالی که به‌ظاهر منطقی است اما ریشه بسیاری از شکست‌های استراتژیک را در خود پنهان کرده: «به کوچ نیاز داریم یا مشاور؟» مدیران این سؤال را با نیت درست می‌پرسند. می‌خواهند تصمیم بهتری بگیرند، مسیر رشد را شفاف کنند، از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کنند.اما همین سؤال، نشانه یک مشکل عمیق‌تر است: مسئله اصلی بیزنس، انتخاب ابزار نیست؛مسئله، نبودن کسی است که کلید تصمیم نهایی باشد.

 

چرا بیزنس‌ها پر از جلسه‌اند اما خالی از تصمیم؟ در سال‌های اخیر، بیزنس‌ها بیش از هر زمان دیگری «کمک» می‌گیرند: کوچ‌ها، منتورها، مشاوران، دوره‌ها و اطلاعات زیاد شده، آگاهی بالا رفته، اما یک تناقض عجیب شکل گرفته است: دانش بیشتر → تصمیم کمتر؛ جلسات زیاد می‌شوند، اسلایدها حرفه‌ای‌تر می‌شوند، اما: تصمیم‌ها عقب می‌افتند، مسئولیت پخش می‌شود، هیچ تصمیمی «بسته» نمی‌شود؛ دلیل؟ چون هیچ‌کس مالک تصمیم نیست. کوچ، منتور، مشاور؛ هرکدام دقیقاً کجا کار می‌کنند؟ بیایید بدون شعار و اغراق، واقع‌بینانه نگاه کنیم.

کوچ قرار نیست به شما بگوید چه‌کار کنید او کمک می‌کند خودتان شفاف‌تر فکر کنید.

قدرت کوچ: افزایش آگاهی، شفاف‌سازی ذهن، رشد فردی مدیر

محدودیت کوچ: تصمیم را به شما واگذار می‌کند، تصمیم‌ساز نیست؛ تصمیم‌یار است.

منتور تجربه دارد؛ مسیر رفته است

قدرت منتور: انتقال تجربه، هشدار نسبت به اشتباهات رایج

محدودیت منتور: تجربه او لزوماً قابل تعمیم نیست، بیزنس شما نسخه بیزنس او نیست، منتور الهام می‌دهد؛ تصمیم را بر عهده نمی‌گیرد.

مشاور تحلیل می‌کند، راه‌حل می‌دهد، پیشنهاد می‌نویسد.

قدرت مشاور: ساختار، تحلیل، راهکار اجرایی

محدودیت مشاور: تصمیم نهایی با مدیر است، مسئول اجرای تصمیم نیست، مشاور پیشنهاد می‌دهد؛ تصمیم را مالک نمی‌شود.

نقطه کور مشترک هر سه نقش: هیچ‌کدام برای این طراحی نشده‌اند که بگویند:«این تصمیم باید الآن گرفته شود به این دلیل، با این ریسک، و این مسئولیت و دقیقاً همین‌جاست که بیزنس‌ها متوقف می‌شوند.

Decider کیست؟ و مهم‌تر: چه چیزی نیست؟ کوچ نیست، منتور نیست، مشاور نیست Decider یک نقش است نقشی که وقتی: داده‌ها متناقض‌اند، نظرات زیاد است، زمان محدود است، هزینه تصمیم بالاست، وارد می‌شود و می‌گوید: «مسئله واقعی این است. گزینه‌ها این‌ها هستند این تصمیم باید گرفته شود. و این تصمیم بسته می‌شود.»

Decider چه کاری می‌کند که دیگران نمی‌کنند؟ مسئله را از «نظرها» جدا می‌کند، مرحله بیزنس را تشخیص می‌دهد مسئولیت تصمیم را پخش نمی‌کند

چرا بازار ایران به‌شدت به Decider نیاز دارد؟ در بسیاری از بیزنس‌های ایرانی مدیر تنهاست تصمیم‌ها یا شهودی‌اند یا به تعویق می‌افتند کوچ و مشاور به‌جای کمک، گاهی سپر فرار از تصمیم می‌شوند نتیجه: خستگی مدیر، فرسودگی تیم، رشد نصفه‌نیمه

بیزنس‌های بالغ، مشکل «دانش» ندارند مشکل آن‌ها تصمیم‌های ناتمام است و هیچ ابزار آموزشی‌ای، هیچ دوره‌ای، هیچ مشاوره‌ای،

جای خالی Decider را پر نمی‌کند.

در همکاری‌هایی که من وارد آن می‌شوم: هدف صرف آموزش نیست، هدف انگیزه نیست، هدف تولید اسلاید نیست هدف این است که: یک تصمیم کلیدی گرفته شودو گاهی این تصمیم یعنی رشد سریع گاهی یعنی توقف، گاهی یعنی تغییر مسیر و گاهی یعنی «نه».

جمع‌بندی

اگر امروز در بیزنس خودت یا سازمانت بین گزینه‌ها گیر کرده‌ای، دائم در حال مشورت هستی، اما تصمیم‌ها عقب می‌افتند، مسئله تو انتخاب کوچ یا مشاور نیست مسئله این است که هیچ‌کس تعیین کننده ی درست ترین تصمیم نهایی نیست و تا وقتی این نقش وجود نداشته باشد، بیزنس در بهترین حالت «درجا» می‌زند پس بهترین انتخاب شما می تواند Decider باشد.

برای شناخت بهتر  و یا کسب اطلاعات بیشتر می توانید  از طریق صفحه تماس با ما یا شبکه های اجتماعی به آدرس یا آیدی soheilghorbani_ir در ارتباط باشید …

دسته‌ها: مقالات
برچسب‌ها: